چندی است که دنیایمان را از دید یک خزنده نگاه می کنم ، همه چیز ارتفاع دارد . پیش تر از دید پرندگان می نگریستم هیچ چیز ارتفاع نداشت. براستی ارتفاع یعنی چه ؟ آیا ارتفاع یک ضلع غیر واقعی بمناسبت آسان سازی محاسبات ریاضی است . یا شاید یک سنجش در مقدار چیره شدن به جازبه زمین است .؟!
من می گویم ارتفاع جهت پرستش است !، خوب که نگاه می کنیم ، می بینیم که همواره انسان ها از ازل تا به امروز فارق از نوع و شیوه پرستش شان هر گاه خدا را می جویند دست به سمت آسمان (ارتفاع) می برند و او را صدا می زنند . با اینکه می دانیم و می گوییم که همواره خدا هر جایی هست ! پس چرا همواره آن را در آسمان ها یا همان ارتفاع ها می جوییم ؟
کوه ها ، این توده های عظیم خاکی مظهر استقامت و پایداری اند .اما چرا کوه ها ، مگر آنها در برابر چه چیزی پایداری می کنند . جز این که بر اثر برخورد دو لایه جداگانه از پوسته زمین بوجود آمده اند و در برابر چیزی به جز باد پایدارند آن هم نه بطور کامل ، حتی موجود ضعیفی چون انسان هم بلند ترین آنها را فتح کرده است . من فکر می کنم چیزی که کوه را نماد کرده است . جسارت آن در شکافتن آسمان یا همان نفوذ به ارتفاع است . چرا نفوذ به ارتفاع اینگونه از یک توده خاک یک نماد پایداری ساخته است .
چرا همواره انسان ها مقدسات خود مانند فرشته ها را در آسمان ها می بینند و می خواهند . همواره فرشته ها نزول می کنند ! چرا؟
با فرض پذیرفتن وجود پدیده ای بنام روح ، چرا همواره روح که از بدن بر می خیزد شروع به ارتفاع گرفتن می کند ؟
حتی باید پذیرفت که انسان های قد بلند نیز جذابیت بیشتری دارند . چرا؟
گویی جسارت نفوذ به ارتفاع حالت های قهرمان معاوانه ای از موجودیت نفوذگر می سازد.
و اما پاسخ این معمای بزرگ چیست ؟؟
من پاسخ و یافته خود را به رمز در عبارت زیر آورده ام . بی شک انسان های باهوش دیگری نیز پاسخ را می یابند و رمز عبارت پاسخ من را نیز خواهند گشود .
عدم درک و شناخت یک پدیده باعث ترس از آن پدیده می شود و این امر آن پدیده را .................... می کند.
۶۶۴۴٢٣٢٧